پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار محمدحسین غروی اصفهانی در دیوان کمپانی

۰
دسته‌بندی
۱۳۳
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

ای شمع جهان افروز بیا وی شاهد عالم سوز بیا ای مهر سپهر قلمرو غیب شد روز ظهور و بروز بیا ای طائر سعد فرخ رخ امروز توئی فی…

۱

شمارهٔ ۲

ای خاک درت جام جم ما آیا خبرت هست از غم ما ما جمله اسیر کمند توایم آسوده تو از بیش و کم ما ای سینه لباب غم تو وز ناله و …

۲

شمارهٔ ۳

ای مرهم سینۀ خستۀ ما وی مونس قلب شکستۀ ما ما بلبل شورانگیز توایم ای تازه گل نو رستۀ ما در نغمه گری دستان تواند در گلشن و…

۳

شمارهٔ ۴

در عشق تو شهرۀ آفاقم دیوانۀ حلقۀ عشاقم گر جلوه کنی ز رواق دلم بیزار از حکمت اشراقم از قید هوی گر باز شوم شهباز اریکۀ اطل…

۴

شمارهٔ ۵

صهبای خم تو خرابم کرد سودای غم تو کبابم کرد زد آتش عشق چنان شرری در من، که سرا پا آبم کرد دریای غمت متلاطم شد چندان که ب…

۵

شمارهٔ ۶

عمریست که دست و گریبانم با بخت سیاه و رقیبانم هر دیده که روز سیاهم دید پنداشت که شام غریبانم بیمار مسیح دمی هستم نوبت نر…

۶

شمارهٔ ۷

مهر تو رسانده بماه مرا وز چه بذروۀ جاه مرا افسوس که طالع تیرۀ من بنشاند به خاک سیاه مرا جز خرقۀ فقر و فنا نبود تشریف عنا…

۷

شمارهٔ ۸

ای بستۀ بند هوی و هوس جهدی تا هست این نیم نفس ای طوطی شکرخا تا کی با زاغ و زغن باشی بقفس از شاخۀ گل پوشیده نظر سودا زدۀ …

۸

شمارهٔ ۹

تا نخل امیدم را تو بری شیرین تر از این نبود ثمری اندر نظر ارباب کمال حاشا که چه عشق بود هنری در منطقه اش فلک الافلاک نبو…

۹

شمارهٔ ۱۰

هر کس که بعهد وفا نکند پس دعوی صدق و صفا نکند عشق تو قرین بسی رنجست رنجور تو فکر دوا نکند تلخی ز تو ای شیرین جهان سهلست،…

۱۰
۱/۱۴