غزلیات
از مجموعه اشعار محمدحسین غروی اصفهانی در دیوان کمپانی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ای شمع جهان افروز بیا وی شاهد عالم سوز بیا ای مهر سپهر قلمرو غیب شد روز ظهور و بروز بیا ای طائر سعد فرخ رخ امروز توئی فی…
شمارهٔ ۲
ای خاک درت جام جم ما آیا خبرت هست از غم ما ما جمله اسیر کمند توایم آسوده تو از بیش و کم ما ای سینه لباب غم تو وز ناله و …
شمارهٔ ۳
ای مرهم سینۀ خستۀ ما وی مونس قلب شکستۀ ما ما بلبل شورانگیز توایم ای تازه گل نو رستۀ ما در نغمه گری دستان تواند در گلشن و…
شمارهٔ ۴
در عشق تو شهرۀ آفاقم دیوانۀ حلقۀ عشاقم گر جلوه کنی ز رواق دلم بیزار از حکمت اشراقم از قید هوی گر باز شوم شهباز اریکۀ اطل…
شمارهٔ ۵
صهبای خم تو خرابم کرد سودای غم تو کبابم کرد زد آتش عشق چنان شرری در من، که سرا پا آبم کرد دریای غمت متلاطم شد چندان که ب…
شمارهٔ ۶
عمریست که دست و گریبانم با بخت سیاه و رقیبانم هر دیده که روز سیاهم دید پنداشت که شام غریبانم بیمار مسیح دمی هستم نوبت نر…
شمارهٔ ۷
مهر تو رسانده بماه مرا وز چه بذروۀ جاه مرا افسوس که طالع تیرۀ من بنشاند به خاک سیاه مرا جز خرقۀ فقر و فنا نبود تشریف عنا…
شمارهٔ ۸
ای بستۀ بند هوی و هوس جهدی تا هست این نیم نفس ای طوطی شکرخا تا کی با زاغ و زغن باشی بقفس از شاخۀ گل پوشیده نظر سودا زدۀ …
شمارهٔ ۹
تا نخل امیدم را تو بری شیرین تر از این نبود ثمری اندر نظر ارباب کمال حاشا که چه عشق بود هنری در منطقه اش فلک الافلاک نبو…
شمارهٔ ۱۰
هر کس که بعهد وفا نکند پس دعوی صدق و صفا نکند عشق تو قرین بسی رنجست رنجور تو فکر دوا نکند تلخی ز تو ای شیرین جهان سهلست،…