غزلیات
از مجموعه اشعار میرداماد در دیوان اشراق
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
از سوز دل بسوخت گیاه وجود ما بر آتش تو بر فلک امروز دود ما مارا بخار مجمر گردون نه بس بود مجمر بلای عشق و دل خسته عود ما…
شمارهٔ ۲
ای به درگاه تو از قدس روان قافلهها پیش طوف سر کوی تو خجل نافلهها هرکجا شاکله فضل تو در ذکر آمد غیر تشویر نشد شاکله شاک…
شمارهٔ ۳
بر در دوست که قدر گهر پاک آنجا خاک باشد چه بود قیمت این خاک آنجا بر سر کوی غم او چه جگرها چاک است شرمم اید که برم پیرهن …
شمارهٔ ۴
چشم خراج عشق ستد خون ناب را معزول ساخت عامل دیوان خواب را من جان حلال کردم اگر خود کند قبول سلطان درد عشق تو ملک خراب را…
شمارهٔ ۵
سوز غم تو کرد قضا سرنوشت ما ای در غم تو شعله آتش بهشت ما این ابر ناوک تو همانابه سینه داشت کالماس جای سبزه بر آمد ز کشت …
شمارهٔ ۶
شعله ها در جان زدی این سینه غمناک را خرمنی ز آتش چه حاجت بود یک خاشاک را تا بکی در سینه تنگم نهان دارم چو راز آتشی کز شع…
شمارهٔ ۷
فقیا بفیکا تفز بالعلا معلماعلی قلبکا القیا بیا زاهد از باده ما بشوی دل و جان ز اوساخ زرق و ریا از من می که در کیش اکسیری…
شمارهٔ ۸
ما شاه محنتیم و دهد عشق تاج ما گردون ز جنس درد فرستد خراج ما چون دم زنم ز صبح وصالت که روز حشر بیعت گرفته است ز شبهای دا…
شمارهٔ ۹
ای مه از رخ دور کن یک ره نقاب تا عرق گردد ز خجلت آفتاب بی وصالت زندگانیها تلف بی جمالت عشق رانیها عذاب دیده مارا از آن ع…
شمارهٔ ۱۰
آتش که شعله عاریت از جان ما گرفت چون برق عشق بود که در آشنا گرفت ای بس که در فراق تو از بخت واژگون نفرین خویش کردم و گرد…