پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار شمس مغربی

۰
دسته‌بندی
۳۳
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

بت گفت به بت‌پرست کای عابد ما دانی ز چه روی گشته‌ای ساجد ما بر ما به جمال خود تجلی کرده است آن کس که ز تست ناظر و شاهد م…

۱

شمارهٔ ۲

با آنکه دو کون سر به سر هستی اوست انسان ز چه مغز گشت عالم ز چه پوست زین است که او مردمک چشم وی است باز آن که بود آینه چه…

۲

شمارهٔ ۳

مردان همه در سماع و نی پیدا نیست مستان همه ظاهرند و می پیدا نیست صد قافله پیشتر درین ره رفتند وین طرفه که هیچگونه‌ای پید…

۳

شمارهٔ ۴

کس نیست کزو بسوی تو راهی نیست بی‌مستی او سنگ و گل و کاهی نیست یک ذرّه ز ذرات جهان نتوان یافت کاندر دل او ز مهر تو ماهی ن…

۴

شمارهٔ ۵

نابرده به صبح در طلب شامی چند ننهاده برون ز خویشتن گامی چند در کسوت خاص آمده عامی چند بدنام کننده نکونامی چند

۵

شمارهٔ ۶

پیش از پس و پیش کاین پس و پیش نبود وین ملت و دین و مذهب و کیش نبود این ما و منی و این شمائی و توئی در حضرت او بجز یکی بی…

۶

شمارهٔ ۷

ای حسن تو در کل مظاهر ظاهر وی چشم تو در جمله مناظر ناظر از نور رخ و ظلمت زلفت دایم قومی همه مومن اند و قومی کافر

۷

شمارهٔ ۸

من دانه خال زلف چون دام توام من آینه روی دلارام توام پیمانه باده غم انجام توام هم جام جهان نمای و هم جام توام

۸

شمارهٔ ۹

من شانه زلف عنبرین بوی توام مشاطه حسن روی دلجوی توام هم مردمک دیده جادوی توام هم جلوه گه آینه روی توام

۹

شمارهٔ ۱۰

من مست و خراب و می پرست آمده ام مدهوش ز باده الست آمده ام تا ظن نبری که باز گردم هشیار هم مست روم از آنکه مست آمده‌ام

۱۰
۱/۴