پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار شمس مغربی

۰
دسته‌بندی
۱۹۲
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

خورشید رخت چو گشت پیدا ذرّات دو کَون شد هویدا مهر رخ تو چو سایه انداخت زان سایه پدید گشت اشیاء هر ذرّه ز نور مهر رویت خو…

۱

شمارهٔ ۲

ز روی ذات بر افکن نقاب اسما را نهان به اسم مکن چهرۀ مسمّا را نقاب بر فکن از روی و عزم صحرا کن ز کنج خلوت وحدت دمی تماشا…

۲

شمارهٔ ۳

بیاور ساقی آن جام صفا را دمی از ما رهایی بخش ما را خدا را گر توانی کرد کاری بکن کاری بکن کاری خدا را چو چشم خویشتن سرمست…

۳

شمارهٔ ۴

ای جمله جهان در رخ جانبخش تو پیدا‏ ‏وی روی تو در آینۀ کَون هویدا‏ ‏‏تا شاهد حسن تو در آیینه نظر کرد‏ ‏عکس رخ خود دید بشد…

۴

شمارهٔ ۵

چه مهر بود که بسرشت دوست در گل ما چه گنج بود که بنهاد یار در دل ما به دست خویش چهل صبح باغبان ازل ندید تخم گلی تا نکشت د…

۵

شمارهٔ ۶

ورای مطلب هر طالب است مطلب ما برون زمشرب هر شارب است مشرب ما به کام دل به کسی هیچ جرعه ای نرسید از آن شراب که پیوسته می …

۶

شمارهٔ ۷

به‌دست خویش چهل صبح بامداد الست ندید تخم گلی تا نکشت در گل ما چه ماه بود که از آسمان فرود آمد نشست خوش متمکن به برج منزل…

۷

شمارهٔ ۸

هیچ دانی که کیستیم و شما سایه آفتاب نور خدا سایه آفتاب تابش اوست تابش مهر هست عین ضیا نیست خورشید از شعاع بعید نیست سایه…

۸

شمارهٔ ۹

بیا در بحر و دریا شو رها کن این من و ما را که تا دریا نگردی تو ندانی عین دریا را اگر موجت از آن دریا درین صحرا کشد روزی…

۹

شمارهٔ ۱۰

بیا بر چشم عاشق کن تجلی روی زیبارا که جز وامق نداند کس کمال حسن عذرا را بصحرای دل عاشق بیا جلوه کنان بگذر بروی عالم آرای…

۱۰
۱/۲۰