پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار امیرخسرو دهلوی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱٬۹۹۶
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا؟ ابر و باران و من و یار ستاده به وداع من جدا گریه‌…

۱

شمارهٔ ۲

صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را کآفرید از آب و گل سروی چو تو چالاک را تلخ می‌گویی و من می‌بینمت از دور و بس زهر کی آید …

۲

شمارهٔ ۳

مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا من و دردت، چو تو درمان نمی‌خواهی دل ما را منم امروز، و صحرایی و آب ناخوش از دیده …

۳

شمارهٔ ۴

گه از می تلخ می‌کن آن دو لعل شکرافشان را که تا هر کس به گستاخی نبیند آن گلستان را کنم دعوی عشق یار و آنگه زو وفا جویم زه…

۴

شمارهٔ ۵

زمانه شکل دیگر گشت و رفت آن مهربانی‌ها همه خونابهٔ حسرت شدست آن دوستگانی‌ها عزیزانی که از صبحت گران‌تر بوده‌اند از جان چ…

۵

شمارهٔ ۶

بیم است که سودایت دیوانه کند ما را در شهر به بدنامی افسانه کند ما را بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری ترسم که غمت از جا…

۶

شمارهٔ ۷

آن طره به روی مه بنهاد سر خود را از خط غبار آن رخ پوشیده خور خود را چون دید گل رویش در صحن چمن، زان گل ایثار قدومش کرد ا…

۷

شمارهٔ ۸

چنانی در نظر نظارگان را که رونق بشکنی مه پارگان را چنان نالان همی گردم به کویت که دل خون می شود نظارگان را تو در خواب خو…

۸

شمارهٔ ۹

صبا نو کرد باغ و بوستان را پیاله داد نرگس ارغوان را به خط سبز، صحرا نسخه برداشت سواد روشن دارالجنان را سحرگاهان چکید از …

۹

شمارهٔ ۱۰

گل من سبزه زاری کرد پیدا زمانه نوبهاری کرد پیدا در این موسم که از تأثیر نوروز جهان نو روزگاری کرد پیدا ز کوه ابر سنگ ژال…

۱۰
۱/۲۰۰