رباعیات
از مجموعه اشعار کمال خجندی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
دی جلوه گری بین که آراست مرا خوان کرم خدا مهیاست مرا حلوا چو زغاره بود در سفره ما امروز همان زغاره حلواست مرا
شمارهٔ ۲
قول و غزلی که دل رباید همه را چنگت بوصول چپ سراید همه را چنگ تو بچنگ زلف خوبان ماند ز آنرو که شکستنش خوش آید همه را
شمارهٔ ۳
گفتم مستی گفت که آری بخدا گفتم مگذار گفت که بگذار مرا گفتم بازا گفت که از من بازا گفتم رفتم گفت دگر باز میا
شمارهٔ ۴
با پسته شیرین تو شکر هیچ است با سنبل مشگین تو عنبر هیچ است گویند که هیچ است ز تنگی دهنت من هیچ ندیده ام سخن در هیچ است
شمارهٔ ۵
با پسته تنگ تو شکر بر هیچ است با موی میان تو کمر بر هیچ است گر بر دهنت کنم نظر هیچ مرنج زیرا که مرا از تو نظر بر هیچ است
شمارهٔ ۶
تا کی نبود با دل من تمکینت تا چند بود جور و جفا آئینت پیوسته بکینه دلم می پیچد زلفین خم اندر خم چین بر چینت
شمارهٔ ۷
دندان مرا چو درد پنهان بگرفت آن درد نهان در دل و در جان بگرفت چون مرهم درد ها همه در لب تست آن لب باید بریز دندان بگرفت
شمارهٔ ۸
کس خوبتر از تودر جهان ممکن نیست بس خوبتر از تو در جهان ممکن نیست گر خوبی ماه پیکران بد مهریست پس خوبتر از تو در جهان ممک…
شمارهٔ ۹
در دور زمان لحظه ای آرامش نیست دنیای دنی مکان آسایش نیست این عزت و جاه و شوکت و منصب و قال از بهر بشر بغیر آلایش نیست
شمارهٔ ۱۰
انسان بمثل آینه باشد بالذات همواره بود مظهر حق این مرات زیبد که بشر فخر و مباهات کند زین موهبت عظیم بر موجودات