پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

مقطعات

از مجموعه اشعار کمال خجندی

۰
دسته‌بندی
۱۰۵
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

الا ای صوفی مکشوف باطن که بنمایی ره ارباب ورع را بباطن صورت فقر دعا گوی چو بینی قطع کن از من طمع را

۱

شمارهٔ ۲

ای آنکه دفتر ما دیدی پر از حواشی دانم که با دل خود گفتی چهاست اینها بسیار دیده باشی خاشاک بر لب بحر از بحر شعر ما هم خاش…

۲

شمارهٔ ۳

چو آید بر دلم اندوه بی وقت ز دور دون صباحا او رواحا صلاح کار نقل است و می لعل لعل الله یرزقنی صلاحا

۳

شمارهٔ ۴

ز بنده خسرو فخار اجازتی می‌خواست که در غزل ببرم نام آن دلارا را رقیب گفت زنم مشت و بشکنم زنخش مزن به جان تو گفتم چنین زن…

۴

شمارهٔ ۵

چو بیتی به بیت خود نمدی خواستی گرچه آن سزاوار است ای همچو شعرت چرا نمیدزدیم نمد خانقه که بسیار است گر آگه نه ای ازین معن…

۵

شمارهٔ ۶

حافظ بربط نواز چنگ ساز بامنت از بی نوایی جنگ چیست از برای سوختن از زیر دیگ گفته هیزم ندارم چنگ چیست

۶

شمارهٔ ۷

حمیدک همی گفت با دوستان که ماموش مه پیکر و دوست روست چو ما گربه ایم ای عزیزان چه عیب که ما موش را دوست داریم دوست

۷

شمارهٔ ۸

خادمی نااهل خوارزمی که باد هر دو دندانش شکسته همچو دست کوزه کز لطف آبش می چکد تا شکسته تشنگی ما شکست

۸

شمارهٔ ۹

دی بمن شیرین لبی گفت این لغت گر بمن نا اهل و دانا گویمت چیست قبل دانی و حتی اقول گفتمش بوسی بده تا گویمت

۹

شمارهٔ ۱۰

دهقان فضل عالم بردان هلال دین آنی که جنه است چو خمی پرزگندم است پردانی تو ساخت تنت را چوخم بزرگ تن پروران برند گمان کز ت…

۱۰
۱/۱۱