پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

ملحقات

از مجموعه اشعار کمال‌الدین اسماعیل

۰
دسته‌بندی
۳۱
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - اسب

مهروی من بخواست به عزم شکار اسب خیز ای غلام گفت، به زین اندر آر اسب گفتم که نیک مستی و مخمور از شراب آخر همی چه خواهی ان…

۱

شمارهٔ ۲ - وله ایضا

ای خداوند من و مخدوم من در ثنای تو سخن محکوم من جاودان در زیر مهر مهر تو نرم باشد این دل چون موم من روز بخشش گوهر منثور …

۲

شمارهٔ ۳ - وله ایضا

اسبی دارم که دور از اسبت همواره در آرزوی کاهست می خسبد روز همچو شب زانک آفاق بچشم او سیاهست در خاک ز بهر قوت، خاشاک می ج…

۳

شمارهٔ ۴ - وله ایضا

منعما شکرهای انعامت بزبان قلم نیاید راست دوش در انتظار وعدۀ تو یک دم باشد زنیست تا هست هر کرا لقمه در گلو گیرد در کارش ک…

۴

شمارهٔ ۵ - و قال ایضا

غریب و خسته و درمانده ام خداوندا ز فیض فضل، تو یک شربت شفا بفرست چو لاله غرقه بخونم در آتش شوقت نسیم لطفی از عالم بقا بف…

۵

شمارهٔ ۶

دوش ناگاه نعره یی بر خاست که دگر باره جنگ کرانست مرگ دیدم بمرگ تا زنده که همی باز گشت نتوانست با یکی از هنروران که بر او…

۶

شمارهٔ ۷

از چه می افتد از برای خدای آخر این قدر می توان دانست کاثر هر قران که نحسان راست خاص در جامع سپاهانست و آنچه از افتران سع…

۷

شمارهٔ ۸ - وله ایضا

مرا دوستی گفت قانع شو، ایرا که همواره غمگین بود مرد طامع قناعت نکو باشد آری و لیکن هم آخر بچیزی توان بود قانع

۸

شمارهٔ ۹ - وله ایضا

داستان ظالمی چون خوانداز دفتر کسی مردوزن بنگر که بر جانش چه نفرینها کنند پس تو امروز آن مکن کو کرددی از ظلمها ورنه آن نف…

۹

شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا

زهی یار من نیست همتاش و الله گرش دوست دارم بود جاش والله ز صد ملک به سوز و سوداش حقا ز صد صلح به خشم و صفراش والله برای …

۱۰
۱/۴