پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۱۰۸ - ایضا له

از کمال‌الدین اسماعیل در قطعات

شنیدم که مخدوم اهل هنر
به سمع رضا شعر من گوش کرد
به ذوقی تمام آن شراب گران
که من داده بودم سبک‌نوش کرد
چو سرمست شد فکرتش زان شراب
که جان را به یک جرعه بیهوش کرد
بشد با عروسانِ افکار من
دو دست قبول اندر آغوش کرد
ولیکن چو کابینشان خواست کرد
به اقبال من خود فراموش کرد
ز بخشش همی راند کلکش سخن
ندانم مر او را که خاموش کرد

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید