قصاید
از مجموعه اشعار جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - توصیف ربیع و مدح وزیر عاد جلال الدین
باز طفلان چمن را حله می بافد صبا نو عروسان طبیعت یافتند از نم نما نقشبندان ربیعی خامه ها برداشتند می نگارند از ریاحین هر…
شمارهٔ ۲ - لغز باسم آب
آن جرم پاک چیست چو ارواح انبیا چون روح بالطافت و چون عقل باصفا از باد همچو جوشن و از آفتاب تیغ از شبه همچو آینه وز لطف چ…
شمارهٔ ۳ - در مدح ابوالغنائم سعد الملک
زهی محل رفیعت برون زاوج سما زهی مقر جلالت فراز چرخ علا وزیر عالم عادل قوام دولت و دین نظام ملت اسلام سید الوزرا خدایگان …
شمارهٔ ۴ - شکایت از روزگار
دگر باره چه صنعت کرد باما سپهر سر کش فرتوت رعنا بیک بازی سوی تحت الثری برد برونق رفته کاری چون ثریا چو گفتم کاستقامت یاف…
شمارهٔ ۵ - در مدح اردشیر بن حسن اسپهبد مازندران
بتافت از افق ملک و آسمان بقا دو کوکب ملکی چون دو پیکر جوزا دو شاخ دو حه ملک و دو شاه عرصه دین دو ماه برج سعادت دو در بحر…
شمارهٔ ۶ - در تهنیت بازگشت رکن الدین صاعد از حج
ای زده لبیک شوق از غایت صدق و صفا بسته احرام وفا در عالم خوف ورجا ای زنقص نقض فارغ حکم تو گاه نفاذ وی زننک فسخ ایمن عزم …
شمارهٔ ۷ - در مدح شمس الدین ابوالفتح نطنزی
ای مهر تو در میان جانها وای مهر تو بر سر زبانها قدر تو گذشته از فلکها صیت تو فتاده در جهانها قاصر ز ثنای تو زبانها …
شمارهٔ ۸ - در مدیح مظفرالدین
خوش گوش کرد چرخ و ممالک باینخطاب کامد نهنک رزم چودریا باضطراب ای چرخ باخدنگ گشادش سپر بنه ای فتنه ازگذار رکابش عنان بتاب…
شمارهٔ ۹ - شکایت ازرنج سفر
اگرشکایت گویم زچرخ نیست صواب وگرعتاب کنم بافلک چه سود عتاب زجور اوست مرا صد شکایت از هر نوع زدور اوست مرا صد حکایت از هر…
شمارهٔ ۱۰ - با ردیف آتش و آب
شدست خاطر و طبع تو کان آتش و آب نه کان آتش و آبست جان آتش و آب ز رشک خاطر وقاد و رشح طبع ترت پرآب و آتش شد خانمان آتش و …