پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

بخش ۳۶۹ - دادگری کوش

از ایرانشان ابن ابی الخیر در کوش‌نامه

وز آن پس جهاندیده کوش سترگ
رها کرد راه بد و خوی گرگ
چو بر گِرد آن پادشاهی بگَشت
به فرمان او شد همه کوه و دشت
ز هر کشوری ساو و باژ آمدش
که هر ماه گنجی فراز آمدش
ز مغرب سوی قرطبه بازگشت
به آرام بنشست و دمساز گشت
به چیز کسان در نیاویختی
نه با کودک و با زن آمیختی
اگر داد جُستی کسی ز انجمن
همه داد دادی میان دو تن
همه ساله دور از بد بدگمان
شده زیردستان او شادمان

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید