رباعیها
از مجموعه اشعار ایرج میرزا
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ تا ۳
از شاعر به ملک التجار در طلب عهد وفای - ایرج: اقوال پر از مکر و فسون تو چه شد؟ الطاف ز حد و عِد برون تو چه شد؟ با آن همه…
شمارۀ ۴
هر وقت که دیدی غَضَبت رو آورد از یک تا صد شماره کن ای سرهمرد در ضمنِ شماره عقلت آید سر جای دیگر نکنی آن چه نمیباید کرد
شمارۀ ۵
اکنون که هوای ری به سر دارم و بس ملبوس همین پوست به بردارم و بس ز اسباب سفر که جمله مردم دارند من -بنده- همین عزم سفر دا…
شمارۀ ۶
دیدیم بسی چون تو درین عمر قلیل کز کبر، چو پشه بود، در چشمش، پیل ریشش بدمید و شد گدای سر کوی آری از ریش میشوند ابن سبیل
شمارۀ ۷
ای دوست! به ذات حق تعالی سوگند کز هجر تو ساعتی نیام من خرسند وز یاد تو هیچ گه تغافل نکنم تا حشر اگر بُرند بندم از بند
شمارۀ ۸
دیروز چه گُلهای جهانافروزی امروز چه سرمای گلستانسوزی آرندۀ بَرد و آفرینندۀ وَرد روزی آن طور میپسندد روزی
شمارۀ ۹
آمد به چمن برفِ شگرفِ خنکی در قور که دید همچو برفِ خنکی؟ ناگه ز دل غنچه برون آمد برف چون از دهن ملیح، حرفِ خنکی