پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل‌ها

از مجموعه اشعار ایرج میرزا

۰
دسته‌بندی
۱۶
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

قمر آن نیست که عاشق بَرَد از یاد او را یادش آن گُل که نه از کف ببَرَد باد او را ملَکی بود قمر پیشِ خداوند عزیز مرتعی بود…

۱

شمارهٔ ۲

روزگار آسوده دارد، مردم آزاده را زحمتِ سِندان نمی‌آید درِ بگشاده را از سرِ من عشق کی بیرون رود مانندِ خلق؟ چون کنم دور ا…

۲

شمارهٔ ۳

خرِ عیسی است که از هر هنری باخبر است هر خری را نتوان گفت که صاحب هنر است خوش‌لب‌ و خوش‌دهن‌ و چابک ‌و شیرین‌حرکات کم‌خور…

۳

شمارهٔ ۴

خواهم که دهم جان به تو، میلِ دلم این‌ست ترسم که پسندت نشود، مشکلم این‌ست پروا مکن از قتلِ من امروز که فردا شرط‌ست نگویم …

۴

شمارهٔ ۵

طرب افسرده کند دل، چو ز حدّ در گذرد آبِ حیوان بکُشَد نیز، چو از سر گذرد من ازین زندگیِ یک‌نَهَج آزرده شدم قند اگر هست نخ…

۵

شمارهٔ ۶

نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمد که «خیز و جان و دل آماده کن، امیر آمد» امیرِ مملکتِ حُسن با چنان حشمت چه خواب دید که سر …

۶

شمارهٔ ۷

شکر خدا را که بخت هادیم آمد نامه‌ای از حاج شیخ هادیم آمد از پس سرگشتگی به وادی حیرت هادیِ سر منزلِ ایادیم آمد از پسِ یک …

۷

شمارهٔ ۸

چون خورم می در سرم سودایِ یار آید پدید راست باشد این مثل کز کار کار آید پدید جهد کردم تا نگویم رازِ دل بر هیچکس می کشان …

۸

شمارهٔ ۹

یاد کردند مرا باز به گلدانِ دگر گلبنانِ دگر از طرفِ گلستانِ دگر بودم افسرده چو گُل دردی و بشکفتم باز نو بهارست به من تا …

۹

شمارهٔ ۱۰

به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز شبی خوش‌ست، خدایا دراز باد دراز! چگونه کوته خواهم شبی که اندر وی وصالِ دوست مهیّا و بر…

۱۰
۱/۲