پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۲ - بامداد

از ایرج میرزا در قالب‌های نو

صبحدم کاین طایر چرخ آشیان
آفتابی گردد از بالای کوه
تافته‌رخ، بال‌کوبان، پَرزنان
از پر و بالش چمن گیرد شکوه
نغمه‌خوان، مرغ سحر بر شاخسار
بینی آن پروانۀ خوش خال و خط
جسته بیرون از غلاف پیرهن
با پر و بالی پر از زرین نُقَط
سر زند یک‌یک به گُل‌های چمن
بوسد این را غبغب و آن را عذار
***
***
همچنان آن طفلک شیرین زبان
با رخی سرخ و سپید از شیر و خون
آن دو چشم برق‌زن چون اختران
سر کند شادان ز شادیجه برون
بنگرد اطراف خود را شاد خوار
با تبسم‌های شیرین‌تر ز قند
همچو پروانه گشاید بال و پر
بر جهد از جا چو از مجمر سپند
دست مادر بوسد و روی پدر
این در آغوشش کِشد، آن در کنار

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید