پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۳ - کار و بار

از ایرج میرزا در اشعار دیگر

ندانم از چه به هرجا که لفظ کار آید
ردیف آن را فی الفور لفظ بار کنند
برای آنکه چو کاری به دستشان افتاد
بر آن سرند که تا بار خویش بار کنند
پیاده‌های سپاهی به شهر ما هر یک
به یک کرشمه همی کار صد سوار کنند
برای بردن اسب و درشکۀ مردم
بیا ببین که چه جفت و کلک سوار کنند
به جای آن که نشینند و حرف شعر زنند
چه خوش بود که نشینند و فکر کار کنند
در آن محیط که باقی‌ست نام خواجه و شیخ
چگونه اهل ادب بر من افتخار کنند
سخن‌سرایی در دولت ذکا الملک
همه به ایرج بیکاره واگذار کنند

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید