پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار همام تبریزی

۰
دسته‌بندی
۹۹
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

انگور و شراب را سعادت بادا می مستی و خواب را سعادت بادا بادام شکست روغن صافی هست گل رفت گلاب را سعادت بادا

۱

شمارهٔ ۲

جهدی بنما تا بشناسی حق را کانجا نخرند غلغل و بقبق را از علم الهی که براق روح است جز استر زینی نرسد احمق را

۲

شمارهٔ ۳

ای هجر تو خون کرده جگر یاران را از وصل تو شادی دل غم‌خواران را چشمت که از اوست ملک حسن آبادان مستی‌ست خراب کرده هشیاران …

۳

شمارهٔ ۴

ای در سر زلف تو پریشانی‌ها خوی لب لعلت شکرافشانی‌ها در باغ رخت که نزهت چشم من است شفتالوهاست لیتنی جانیها

۴

شمارهٔ ۵

ای دل که شدی در سر آن زلف به تاب در جایگه خوشی مکن جنگ و عتاب وی دیده که تشنه‌ای بر آن درّ خوشاب گر تشنه‌ای از بهر چه می…

۵

شمارهٔ ۶

زنهار مبالغت مکن در هر باب در مذهب صاحب خرد این نیست صواب بر راحت معتدل مزیدی مطلب کز حرف زیاده می‌شود عذب عذاب

۶

شمارهٔ ۷

گویند که هست بی نشان آب حیات و اندر ظلمات است نهان آب حیات چون کرد عرق ز شرم رویش دیدم از چشمه خورشید روان آب حیات

۷

شمارهٔ ۸

عشق تو که در دل آتش تیز افروخت دانم که به شمع سوختن او آموخت بر روی تو شمع همچو من عاشق شد ناگه نفسی سرد زد و دستت سوخت

۸

شمارهٔ ۹

ای چشم تو را چو من جهانی شده مست در پای تو افتاده چو گیسوی تو پست لعل لب تو ببرد آب یاقوت دندان خوشت قیمت گوهر بشکست

۹

شمارهٔ ۱۰

دوشش دیدم زلف بشولیده و مست می آمد و دسته‌ای گل سرخ به دست چون دید مرا گفت رخ زیبایم دیدی که چگونه رونق گل بشکست

۱۰
۱/۱۰