رباعیات
از مجموعه اشعار همام تبریزی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
انگور و شراب را سعادت بادا می مستی و خواب را سعادت بادا بادام شکست روغن صافی هست گل رفت گلاب را سعادت بادا
شمارهٔ ۲
جهدی بنما تا بشناسی حق را کانجا نخرند غلغل و بقبق را از علم الهی که براق روح است جز استر زینی نرسد احمق را
شمارهٔ ۳
ای هجر تو خون کرده جگر یاران را از وصل تو شادی دل غمخواران را چشمت که از اوست ملک حسن آبادان مستیست خراب کرده هشیاران …
شمارهٔ ۴
ای در سر زلف تو پریشانیها خوی لب لعلت شکرافشانیها در باغ رخت که نزهت چشم من است شفتالوهاست لیتنی جانیها
شمارهٔ ۵
ای دل که شدی در سر آن زلف به تاب در جایگه خوشی مکن جنگ و عتاب وی دیده که تشنهای بر آن درّ خوشاب گر تشنهای از بهر چه می…
شمارهٔ ۶
زنهار مبالغت مکن در هر باب در مذهب صاحب خرد این نیست صواب بر راحت معتدل مزیدی مطلب کز حرف زیاده میشود عذب عذاب
شمارهٔ ۷
گویند که هست بی نشان آب حیات و اندر ظلمات است نهان آب حیات چون کرد عرق ز شرم رویش دیدم از چشمه خورشید روان آب حیات
شمارهٔ ۸
عشق تو که در دل آتش تیز افروخت دانم که به شمع سوختن او آموخت بر روی تو شمع همچو من عاشق شد ناگه نفسی سرد زد و دستت سوخت
شمارهٔ ۹
ای چشم تو را چو من جهانی شده مست در پای تو افتاده چو گیسوی تو پست لعل لب تو ببرد آب یاقوت دندان خوشت قیمت گوهر بشکست
شمارهٔ ۱۰
دوشش دیدم زلف بشولیده و مست می آمد و دستهای گل سرخ به دست چون دید مرا گفت رخ زیبایم دیدی که چگونه رونق گل بشکست