غزلیات
از مجموعه اشعار هلالی جغتایی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
مه من، بجلوه گاهی که ترا شنودم آنجا جگرم ز غصه خون شد، که چرا نبودم آنجا؟ گه سجده خاک راهت بسرشک می کنم گل غرض آنکه دیر …
شمارهٔ ۲
سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا آن نشد عاقبت و من شدم از یار جدا از من امروز جدا میشود آن یار عزیز همچو جانی که شود از …
شمارهٔ ۳
ای نور خدا در نظر از روی تو ما را بگذار که در روی تو بینیم خدا را تا نکهت جان بخش تو همراه صبا شد خاصیت عیسیست دم باد صب…
شمارهٔ ۴
به چشم لطف اگر بینی گرفتاران رسوا را به ما هم گوشه چشمی که رسوا کردهای ما را پس از مردن نخواهم سایه طوبی ولی خواهم که ر…
شمارهٔ ۵
ز روی مهر اگر روزی ببینی یک دو شیدا را به ما هم گوشه چشمی، که شیدا کردهای ما را به هر جا پا نهی آنجا نهم صد بار چشم خو…
شمارهٔ ۶
از آن تنهایی ملک غریبی شد هوس ما را که روزی چند نشناسیم ما کس را و کس ما را ز دست ما اگر پا بوس خوبان بر نمی آید همین دو…
شمارهٔ ۷
گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست ترا؟ حال من حال سگان، این چه سؤالست ترا؟ می کنم یاد تو و میروم از حال بحال من باین حال …
شمارهٔ ۸
ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را دشمن جانی و از جان دوستتر دارم تو را گر به صد خار جفا آزرده سازی خاطرم خاطر نازک ب…
شمارهٔ ۹
من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را؟ گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم تو را افتاده بر خاک درت، خوش آنکه آیی بر سرم…
شمارهٔ ۱۰
جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم ترا خواهم از جان خوشتری باشد، که آن گویم ترا من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن تست؟…