پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار هلالی جغتایی

۰
دسته‌بندی
۴۲۳
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

مه من، بجلوه گاهی که ترا شنودم آنجا جگرم ز غصه خون شد، که چرا نبودم آنجا؟ گه سجده خاک راهت بسرشک می کنم گل غرض آنکه دیر …

۱

شمارهٔ ۲

سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا آن نشد عاقبت و من شدم از یار جدا از من امروز جدا می‌شود آن یار عزیز همچو جانی که شود از …

۲

شمارهٔ ۳

ای نور خدا در نظر از روی تو ما را بگذار که در روی تو بینیم خدا را تا نکهت جان بخش تو همراه صبا شد خاصیت عیسیست دم باد صب…

۳

شمارهٔ ۴

به چشم لطف اگر بینی گرفتاران رسوا را به ما هم گوشه چشمی که رسوا کرده‌ای ما را پس از مردن نخواهم سایه طوبی ولی خواهم که ر…

۴

شمارهٔ ۵

ز روی مهر اگر روزی ببینی یک دو شیدا را به ما هم گوشه چشمی، که شیدا کرده‌ای ما را به هر جا پا نهی آن‌جا نهم صد بار چشم خو…

۵

شمارهٔ ۶

از آن تنهایی ملک غریبی شد هوس ما را که روزی چند نشناسیم ما کس را و کس ما را ز دست ما اگر پا بوس خوبان بر نمی آید همین دو…

۶

شمارهٔ ۷

گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست ترا؟ حال من حال سگان، این چه سؤالست ترا؟ می کنم یاد تو و میروم از حال بحال من باین حال …

۷

شمارهٔ ۸

ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را دشمن جانی و از جان دوست‌تر دارم تو را گر به صد خار جفا آزرده سازی خاطرم خاطر نازک ب…

۸

شمارهٔ ۹

من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را؟ گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم تو را افتاده بر خاک درت، خوش آن‌که آیی بر سرم…

۹

شمارهٔ ۱۰

جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم ترا خواهم از جان خوشتری باشد، که آن گویم ترا من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن تست؟…

۱۰
۱/۴۳