قطعات
از مجموعه اشعار هلالی جغتایی
فهرست اشعار
قطعهٔ شمارهٔ ۱
ای خواجه مپندار که ما گوهر فردیم وین حلقهٔ فیروزهٔ گردون صدف ماست ما هیچکسانیم، که بر ما ز همه کس خواری رسد و آن به حقی…
قطعهٔ شمارهٔ ۲
تا کی اندوه روزگار خوریم؟ فکر نابود و بود چندین چیست؟ گر نباشد ز غصه نتوان مرد ور بود شاد نیز نتوان زیست تا که در دست کی…
قطعهٔ شمارهٔ ۳
آه! ازین روزگار برگشته که ز من لحظه لحظه برگردد گر فلک را به کام خود خواهم او به کام کس دگر گردد ور ز جام نشاط باده خورم…
قطعهٔ شمارهٔ ۴
چیست آن خسرو سیمینبدن زرینتاج؟ که به شب خانهٔ فولاد نشیمن دارد چو ستونست ولی از مدد خیمه بپاست سیمگونست ولی جامه ز …
قطعهٔ شمارهٔ ۵
چو من به داغ بتان سوخت هر که یک چندی هوس کند که دگر باره بیشتر سوزد به پای شمع فتد چون که سوخت پروانه که شعلهای چو بیاب…
قطعهٔ شمارهٔ ۶
دلا، تا توان مهر گیتی مورز که تیغ سیاست به کینت کشد مشو غره، گر ابلق چرخ را قضا و قدر زیر زینت کشد گرفتم که بر آسمان رفت…
قطعهٔ شمارهٔ ۷
دوش دیدم که به خواب من مدهوش آمد مونس جان من آن دلبر خونینجگران چون چراغ نظر افروختم از شمع رخش گفتم ای چشم و چراغ همه …
قطعهٔ شمارهٔ ۸
محمد عربی آبروی هر دو سراست کسی که خاک درش نیست خاک بر سر او شنیدهام که تکلم نمود همچو مسیح بدین حدیث لب لعل روحپرور ا…
قطعهٔ شمارهٔ ۹
ای سیهنامه، کز برای نجات حرفی از باب رحمتی طلبی سبقتم چیست؟ گفتهای زین باب «سبقت رحمتی علی غضبی»
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰
به علم کوش هلالی که عاقبت چو هلال بلند مرتبه گردی، فلک مقام شوی نهفته از نظر خلق باش ماه به ماه گرت هواست که منظور خاص و…