پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۳۹

از هاتف اصفهانی در دیوان اشعار - غزلیات

دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
گوهری کس نشنیده است که گوهر شکند
بر نمی‌دارم از این در سر خویش ای دربان
صد ره از سنگ جفای تو گرم سر شکند

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید