قصاید
از مجموعه اشعار هاتف اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - قصیدهٔ طلوعیه
سحر از کوه خاور تیغ اسکندر چو شد پیدا عیان شد رشحهٔ خون از شکاف جوشن دارا دم روحالقدس زد چاک در پیراهن مریم نمایان شد م…
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - تجدید مطلع
نسیم صبح عنبربیز شد بر تودهٔ غبرا زمین سبز نسرینخیز شد چون گنبد خضرا ز فیض ابر آذاری زمینِ مرده شد زنده ز لطف باد نوروز…
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - مطلع دوم
زهی مقصود اصلی از وجود آدم و حوا غرض ذات همایون تو از دنیا و مافیها طفیلت در وجود ارض و سماء عالی و سافل کتاب آفرینش را …
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - به آذر بیگدلی که در سفر بوده
نسیمی به دل میخورد روحپرور نسیمی دلاویز چون بوی دلبر نسیمی چو انفاس عیسی مقدس نسیمی چو دامان مریم مطهر نسیمی همه نفحهٔ…
قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف زلزلهای که در زمان اقامت وی در کاشان اتفاق افتاده
کردهام از کوی یار بیهده عزم سفر خار ملامت به پا خاک ندامت به سر از کف خود رایگان دامن امن و امان داده و بنهادهام ره سو…
قصیدهٔ شمارهٔ ۶
رو ای باد صبا ای پیک مشتاقان سوی گلشن عبیرآمیز گردان جیب و عنبربیز کن دامن نخست از گرد کلفت پیکر سیمین روحانی مصفا ساز د…
قصیدهٔ شمارهٔ ۷
دارم از آسمان زنگاری زخمها بر دل و همه کاری با من اکنون فلک در آن حد است از جگرخواری و دلآزاری که به او جان دهم به آسان…
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در ستایش شهر قم
حبذا شهری که سالار است در وی سروری عدلپرور شهریاری دادگستر داوری شهری آبش جانفزا ملکی هوایش دلگشا شهریارش دلنوازی والیش…