پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قصاید

از مجموعه اشعار سید حسن غزنوی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۹۸
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - در مدح امیر تغری تغان فرماید

زهی ز روی زمین برگزیده شاه ترا بر آسمان شرف داده پایگاه ترا امیر عادل تغری تغان دریا دل که جان سپارد از دل همه سپاه ترا …

۱

شمارهٔ ۲ - در مدح نصیرالملة والدین ناصرحسین فرماید

چو عزم کردم سوی سفر برأی صواب بریده گشت امیدم ز صحبت احباب بدان امید که بهتر شود مگر کارم به من رسید هزاران هزار رنج و ع…

۲

شمارهٔ ۳ - در مدح جمال الدین محمد وزیر که روضه مطهر پیغمبر را عمارت کرده بود گوید

چو دولت رفت بر تخت امارت مه تاجش پذیرفت استدارت وزیری جست فحل و شهم و مقبل که باشد در همه کارش مهارت بسازد کار عقبی از ک…

۳

شمارهٔ ۴

شاه شاهان جهان بر تخت سلطانی نشست مردم چشم سلاطین در جهانبانی نشست منت ایزد را که از نامش نشان خسروی بر طراز جامه رفت وب…

۴

شمارهٔ ۵ - در مدح علی بن عثمان گوید

چشمم ز غمت عقیق بار است رازم ز پی تو آشکار است از عشق تو بی قرار گشتم عشق تو هنوز برقرار است بیچاره دل من ای نگارین بی ا…

۵

شمارهٔ ۶ - در مدح معزالدوله خسرو شاه پسر بهرام شاه گوید

جان را ز عارض و لب او شیر و شکر است دل را ز طره و رخ او مشک و عنبر است هم دل در آن وصال چو با عنبر است مشک هم جان در آن …

۶

شمارهٔ ۷ - در مدح بهرام شاه گوید

آرامش و رامش همگان را بدر ماست بخشایش و بخشش ره جد و پدر ماست گر در سهریم از جهت خلق سزد آن کین خفتن فتنه ز فراوان سهر م…

۷

شمارهٔ ۸ - در این قصیده بهرام شاه را مدح کند

بر اعتدال هوا عدل شاه یار شده است چهار فصل جهان سر به سر بهار شده است ز نفخت کرم شاه خاک پست و فرود چو آتش و می گلرنگ و …

۸

شمارهٔ ۹ - در مدح بهرام شاه گوید

ای شاه دور چتر تو چرخ دگر شده است دولت عروس ملک ترا جلوه گر شده است از حلقه جای شیر سوار ستارگان هم نام تو که شحنه چرخ ا…

۹

شمارهٔ ۱۰ - این قصیده نیز در مدح بهرام شاه است

خاک را از باد بوی مهربانی آمد است در ده آن آتش که آب زندگانی آمد است نرگس خوشبوی مخمور طبیعی خاستست بید خرم روی سر مست ج…

۱۰
۱/۱۰