قصاید
از مجموعه اشعار مجد همگر در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
جهان به کام شود عشق کامران ترا فلک غلام شود حسن جاودان ترا مدار فخر بود بهر او که مهر فلک ستاید این دل با مهر تو امان تر…
شمارهٔ ۲
شب وداع چو برداشتن طریق صواب به عزم بندگی صاحب سپهر جناب از آفتاب سپهرم نبود خالی چشم وز آفتاب زمینم بماند دیده پر آب چو…
شمارهٔ ۳
دلا منال به درد از غراب گرد نعیب که روز هجر نعیب از غراب نیست غریب زیار نال و رقیبش که سوز و ناله من ز جور یار و رقیب اس…
شمارهٔ ۴
زهی خواجه صدر انجام غلامت خهی خسرو چرخ دراهتمامت تو دستور شرقی و مغرب به حکمت تو مشهور غربی و مشرق مقامت کشیده به حد جنو…
شمارهٔ ۵
ترک من کان دهنش پسته خندان من است در شکر خنده لبش تنگ به دندان من است هر زمانم ز لب خویش حیاتی بخشد شد حقیقت که لبش چشمه…
شمارهٔ ۶
تا دورم از جمال و رخ روح پرورت بیخواب و بیخورم ز غم روی چون خورت زنهار تا گمان نبری کز تو خالیم دل نزد تست گرچه به تن دو…
شمارهٔ ۷
تا شاه نیک عهد سر تخت جم گرفت گیتی ز عهد کسری افسانه کم گرفت از داد پشت ملک سلیمان چو گشت راست روی زمین طراوت باغ ارم گر…
شمارهٔ ۸
تا سوی تگنای دلم یافت راه دوست آن دل که توبه دوست بدی شد گناه دوست یکشب نرفت بر سر کویم به رسم یاد روزی نکرد در دل ریشم …
شمارهٔ ۹
تا بر گلت ز سبزه نگهبان نشسته است صد گونه داغ بر دل حیران نشسته است گوئی که طوطی ئیست که جویای شکر است خوش بر کنار آن شک…
شمارهٔ ۱۰
چو عکس روی تو پرتو بر آسمان انداخت زمانه را به دو خورشید در گمان انداخت جهان ز زحمت تاریکی شب ایمن شد چو آفتاب رخت سایه …