پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۱۳۳

از حافظ شیرازی در غزلیات

صوفی نَهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کَرْد
بُنْیادِ مَکْر با فَلَکِ حُقِّه‌باز کَرْد
بازیِ چَرْخ بِشْکَنَدَش بِیْضِه دَر کُلاه
زیرا که عَرْضِ شُعْبَدِه با اَهْلِ راز کَرْد
ساقی بیا که شاهِدِ رَعْنایِ صوفیان
دیگَر به جِلْوِه آمد و آغازِ ناز کَرْد!
این مُطْرِب اَز کُجاست که سازِ عِراق ساخت؟
وآهَنْگِ بازگَشْت به راهِ حِجاز کَرْد؟
ای دِل بیا که ما به پَناهِ خُدا رَویم
زآنچ آسْتینِ کوتَه و دَسْتِ دِراز کَرْد
صَنْعَت مَکُن که هَرکِه مُحَبَّت نه راست باخت
عِشْقَش به رویِ دِل، دَرِ مَعْنی، فَراز کرد
فَرْدا که پیشگاهِ حَقیقَت شَوَد پَدید
شَرْمَنْدِه رَهْرُوی کِه عَمَل بَر مَجاز کرد
اِی کَبْکِ خوش‌خُرام، کُجا می‌رَوی؟ بِایست!
غَرِّه مَشو که گُرْبِهٔ زاهِد، نَماز کرد
«حافِظ»! مَکُن مَلامَتِ رِنْدان که دَر اَزَل
ما را خُدا زِ زُهْدِ ریا، بی‌نیاز کَرْد

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید