دیوان اشعار
از مجموعه اشعار قوامی رازی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - از قصیدهایست که در نصیحت و موعظت گفته و موجود از آن این است
ساکن شو و تو طاعت ایزد کن اختیار کز مرد بختیار جزین اختیار نیست پرهیزگار باش و چه سودست پند من که امروز روز مردم پرهیزگا…
شمارهٔ ۲ - از ترجیع بندیست که اول آن ساقط و در مدح ابوالحسن علی بن الحسن البیهقی
آن خواجه که نیست چنو در همه عجم در دین بلندمایه و در ملک محتشم والاابوالحسن علی بن الحسن که هست از جاهش اهل دولت و دین گ…
شمارهٔ ۳ - ترجیع بندیست در مدح معمار الحرمین منتجب الدین حسین بن ابی سعد ورامینی رحمة الله
آتش عشق آفتی عجب است عشق را اولین نظر سبب است دل عاشق به زیر حقه عشق همچو مهره به دست بوالعجب است روز و شب آرزوی معشوقان…
شمارهٔ ۴ - در مدح امیری صاحب طرف و اظهار گله و تقاضای صله
ای بزرگی که در آفاق تو را دیگر نیست وز همه عالم چون گوهر تو گوهر نیست بی جوار در تو مرد درم را زر نیست بی وجود کف تو مرغ…
شمارهٔ ۵ - در مدح شاه بطور عام و عرض تسلیت بدو شاه خاص
تا زمین زیر گنبد خضراست بی جهانیان جهان نیاید راست تاز گردش فلک نیاساید بر زمین شاه داد گر باید شاه خورشید جان فزای بود …
شمارهٔ ۶ - در مدح امیری امین الملک لقب
ای شده صدر ملک در خور تو گشته سلطان وقت غمخور تو هم امینی و هم امین الملک گوهری نیست همچو گوهر تو رحمت ایزدست در ره تو د…
شمارهٔ ۷ - در مرثیت امام زاده گفته
میر امام زاده که چون او نیافرید تا از عدم خدای همی بنده آورد از شوم قتل آن تن بی سر بدیع نیست گر جویبار سرو سرافکنده آور…
شمارهٔ ۸ - این ابیات را وقتی که از نردبان افتاده و پایش شکسته برای بعضی از دوستان خود فرستاده و شکایت از درد پا و اظهار ملال از فراق آن دوست کرده
دور از جمال جاه تو ای صدر ارجمند افتاد پای بنده به دست شکسته بند باز آمدی ز راه و نگفتی چگونه ای تاگفتمی که پای چگونه ست…
شمارهٔ ۹ - گویا در مدح منتجب الدین حسین بن ابی سعد ورامینی گفته
آنکه دولت بنده ایام اوست شکر خلق عالم از انعام اوست پایه دولت ز قدر و جاه اوست سایه ملت ز بانگ و نام اوست جود او شخصیست …
شمارهٔ ۱۰
ای ز رفعت رشگ و درد آسمان دست جاهت پایمرد آسمان سایه تو هم عنان آفتاب پایه تو هم نبرد آسمان روی زیبای تو و قد بلند رشگ خ…