ترکیبات
از مجموعه اشعار قصاب کاشانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - غم تنهایی
ای بر قد و بالایت از خوبی و رعنایی گردیده نگه حیران در چشم تماشایی بازآ که کشید آخر عشق تو به رسوایی ای پادشه خوبان داد …
شمارهٔ ۲ - جولان حسن
ای آنکه دیده عرصه جولان حسن توست جان جهان به قبضه فرمان حسن توست یوسف اسیر چاه زنخدان حسن توست جنت گل کناره بستان حسن تو…
شمارهٔ ۳ - تغافل
بت من به حسن و خوبی به خدا که تا نداری به دلی نظر نکردم که در او تو جا نداری ز تو چون کنم که یک جو غم بینوا نداری به چه …
شمارهٔ ۴ - شمع شبستان
این زلف سیه نیست غم جان من این است آشوبرسان شب هجران من این است جمعیت احوال پریشان من این است سررشته کفر من و ایمان من …
شمارهٔ ۵ - آتش طور
رخت در جانگدازی آتش طور است پنداری زبان در وصف رویت شمع کافور است پنداری دل از حسن تو چون آیینه پرنور است پنداری ز جوش …
شمارهٔ ۶ - کوی وفا
عزیزا هیچ میدانی چهها با جان ما کردی هر آن جوری که کردی ز ابتدا تا انتها کردی تو را گر نیست در خاطر بگویم تا چهها کرد…
شمارهٔ ۷ - دامان رقیب
باز چون سرو قد افراختهای یعنی چه ریشه بر هر جگر انداختهای یعنی چه چهره چون لاله ز می ساختهای یعنی چه ماه من پرده بران…
شمارهٔ ۸ - خجلت گفتار
چندان که صبا عطرفشان است در این باغ چندان که چمن فیضرسان است در این باغ چندان که ز اشجار نشان است در این باغ چندان که ب…
شمارهٔ ۹ - فیض لب کوثر
شوخی که ز من برده دل زار همین است داد آنکه مرا دیده خونبار همین است برد آنکه ز من قوت رفتار همین است آن گل که مرا کرده …
شمارهٔ ۱۰
زندگی خوب است اما گوشهٔ گلزارکی طبخکی دلدارکی در ضمن خدمتگارکی میکنم اظهارکی من با شما هموارکی در جهان ای یارکان البتّه…