فردیات
از مجموعه اشعار نظام قاری در دیوان البسه
۰
دستهبندی
۶۵
شعر
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
من انچه وصف لباسست با تو میگویم تو خواه از سخنم خرقه گیر و خواه عصا
۱
شمارهٔ ۲
یقهٔ پهن پوستین سمور هست ریشی دگر ولی ز قفا
۲
شمارهٔ ۳
بر در چاک پس چو سر بنهی (انّ هذا اقلّ ما فی الباب)
۳
شمارهٔ ۴
جامه خوش ببر از دست گدایان نکنم که بدوزند بمن کیسه که این بزازیست
۴
شمارهٔ ۵
دست بالا بنما درزی ازان شال درشت تا بدانند که نازک بدنی زین دستست
۵
شمارهٔ ۶
شعر بسحاق و کفته قاری تا کرا بخت و تا که را روزیست
۶
شمارهٔ ۷
از قدک تا باطلس چرخی زآسمان تا بریسمان فرقست
۷
شمارهٔ ۸
از جامه کز بر آمد و از روی آستر شد جبه با چنین و مرقع همانکه هست
۸
شمارهٔ ۹
از دامن جامه خاک و گرد افشاندن از ریش حلاج پنبه برداشتنست
۹
شمارهٔ ۱۰
جامه پوشانند در بازار رخت یکقدم در نه که بازاری خوشست
۱۰
۱/۷