غزلیات
از مجموعه اشعار غالب دهلوی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
نمیبینیم در عالم نشاطی کاسمان ما را چو نور از چشم نابینا ز ساغر رفت صهبا را مکن ناز و ادا چندین دلی بستان و جانی ما دما…
شمارهٔ ۲
سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب را دانم که در میان نپسندد حجاب را پیراهن از کتان و دمادم ز سادگی نفرین کند به پرده دری ماهتا…
شمارهٔ ۳
ای گل از نقش کف پای تو دامان ترا گل فشان کرده قبا سرو خرامان ترا تا ز خون که ازین پرده شفق باز دمد؟ رونق صبح بهارست گریب…
شمارهٔ ۴
ای به خلا و ملا خوی تو هنگامه زا با همه در گفتگو بی همه با ماجرا شاهد حسن ترا در روش دلبری طره پر خم صفات موی میان ماسوا…
شمارهٔ ۵
سپردم دوزخ و آن داغهای سینه تابش را سرابی بود در ره تشنه برق عتابش را ز پیدایی حجاب جلوه سامان کردنش نازم کف صهباست گوی…
شمارهٔ ۶
نهفت شوخی بی پرده شور جنگش را ز باده تندی این باده برد رنگش را کدام آینه با روی او مقابل شد که بی قراری جوهر نبرد زنگش ر…
شمارهٔ ۷
ای روی تو به جلوه درآورده رنگ را نقش تو تازه کرد بساط فرنگ را از ناله خیزی دل سخت تو در تبم در عطسه شرر مفگن مغز سنگ را …
شمارهٔ ۸
چون به قاصد بسپرم پیغام را رشک نگذارد که گویم نام را گشته در تاریکی روزم پنهان کو چراغی تا بجویم شام را آن میم باید که چ…
شمارهٔ ۹
در هجر طرب بیش کند تاب و تبم را مهتاب، کف مار سیاه ست شبم را آوخ که چمن جستم و گردون عوض گل در دامن من ریخته پای طلبم را…
شمارهٔ ۱۰
سوز عشق تو پس از مرگ عیانست مرا رشته شمع مزار از رگ جانست مرا می نگنجم ز طرب در شکن خلوت خویش حلقه بزم که چشم نگرانست مر…