پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

ترکیب‌بندها

از مجموعه اشعار قاآنی

۰
دسته‌بندی
۱۴
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده نواب فریدون میرزا گوید

امروز ای غلام به از عیش‌ کار نیست برگیر زین ز رخش که روز شکار نیست تا می نگویی آنکه خداوند کاهلست کان کاهلی که نز پی کار…

۱

شمارهٔ ۲ - وله ایضاً فی مدحه

ای زلف تیره سایهٔ بال فرشته‌ای یا از سواد دیدهٔ حورا سرشته‌ای آن رخ ستاره است و تو چرخ ستاره‌ای یا نی فرشته است و‌ تو با…

۲

شمارهٔ ۳ - در ستایش هلاکو میرزا شجاع‌السلطنه حسنعلی میرزا گوید

ای زلف دانمت ز چه دایم مشوّشی زآنرو مشوّشی که معلق در آتشی آن راکه هست سودا دایم مشوش است آری تُراست سودا زآنرو مشوّشی ب…

۳

شمارهٔ ۴ - در منقبت رسول اکرم حضرت محمّد(‌ص‌)

شاهی که بر سرست ز لولاک افسرش تشریف کبریاست ز دادار در برش گیهان و هر که در وی نقشی ز قدرتش گردون و هرچه در وی حرفی ز دف…

۴

شمارهٔ ۵ - در ستایش شاهزادهٔ کیوان سریر اردشیر میرزا دام اقباله‌العالی گوید

خیزید و یک دو ساغر صهبا بیاورید ساغر کمست یک دو سه مینا بیاورید مینا به کار ناید کشتی کنید پر کشتی کفاف ندهد دریا بیاوری…

۵

شمارهٔ ۶ - در ستایش پادشاه رضوان آرامگاه محمدشاه غازی طاب‌لله ثراه گوید

زاهدا چندی بیا با ما به‌ خلوت یار باش صحبت احرار بشنو محرم اسرار باش تا به کی زاری کنی تا صید بازاری کنی ترک زاری کن وزی…

۶

شمارهٔ ۷ - در ستایش پادشاه اسلام‌ پناه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه گوید

اکنون که گل افروخته آتش به گلستان افروخت نباید دگر آتش به شبستان رو رخت خزان در گرو دخت رزان نه بستان می و پس‌ با صنمی ر…

۷

شمارهٔ ۸ - در ستایش شاهزاده شجاع السلطنه حسنعلی میرزاگوید

سحر دیر مغان را در گشودند دری از خلد برکشورگشودند دری زانده به روی خلق بستند ز شادی صد در دیگرگشودند از آن یک فتح باب اب…

۸

شمارهٔ ۹ - در بعضی از فتوحات شاهزاده شجاع‌السلطنه گوید

خلق موتی را همین تنها نه احیا ساختند هر گیاهی را ز شادی خضر گویا ساختند در هوای مهرگان هنگامه را کردند گرم نوشدارویی برا…

۹

شمارهٔ ۱۰ - وله ایضاً

ای زلف نگار من از بس که پریشانی سرتا به قدم مانا سامان مرا مانی چون زنگیکی عریان زانو به زنخ برده در تابش مهر اندر بنشست…

۱۰
۱/۲