پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۸۰۲

از فیض کاشانی در دیوان اشعار - غزلیات

تا بکی در مقام نازی تو
چه شود گر بما بسازی تو
حسن رویت ز عشق دارد ساز
از چه با عاشقان نسازی تو
دست پرورد عشقبازی ما
نشود گر بما نبازی تو
ز آینه عشق ما نمود رخت
سزد الحق بما بنازی تو
در تو یکذره از حقیقت نیست
پای تا سر همه مجازی تو
مینوازش بلطف خود گاهی
گرچه از فیض بی‌نیازی تو
مردم از غم سحر نخواهی شد
شب هجران چه بس درازی تو

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید