دوبیتیها
از مجموعه اشعار فایز
فهرست اشعار
دوبیتی شمارهٔ ۱
مرا خلد برین دی بودیم جا کنونم دوزخ است امروز ماوا نمانده دی نماند فایز امروز خدا داند چه باشد حال فردا
دوبیتی شمارهٔ ۲
اگر خواهی بسوزانی جهان را رخی بنما بیفشان گیسوان را بت فایز اشارت کن به ابروت بکش تیغ و بکش پیر و جوان را
دوبیتی شمارهٔ ۳
به رخ جا دادهای زلف سیه را به کام عقرب افکندی تو مه را که دیده عقرب جراره فایز؟ زند پهلو به ماه چارده را
دوبیتی شمارهٔ ۴
به زیر پرده آن روی دلآرا بود چون شمع در فانوس پیدا دل فایز چو پروانه به دورش مدامش سوختن باشد تمنا
دوبیتی شمارهٔ ۵
صنم تا کی دل ما را کنی آب دل نازک ندارد اینقدر تاب اگر تو راست میگویی به فایز به بیداری بیا پیشم نه در خواب
دوبیتی شمارهٔ ۶
سحرگه زورق سیمین مهتاب چو در دریای اخضر گشت غرقاب بت فایز ز هامون سر برآورد دوباره شد شب مهتاب احباب
دوبیتی شمارهٔ ۷
دلم در نزد جانان است امشب چو مرغ نیمبریان است امشب کبابی از دل فایز بسازید که سرو ناز مهمان است امشب
دوبیتی شمارهٔ ۸
نسیم روحپرور دارد امشب شمیم زلف دلبر دارد امشب گمانم یار در راه است، فایز که این دل شور در سر دارد امشب
دوبیتی شمارهٔ ۹
سوار خنگ خوشرفتارم امشب روانه جانب دلدارم امشب چو سلطان حبش فایز ز شوقش جهان زیر نگین پندارم امشب
دوبیتی شمارهٔ ۱۰
بگو با دلبر ترسایی امشب چه میشد گر که بی ترس آیی امشب لبان خشک فایز را ز رحمت بر آن لعل لب تر سایی امشب