پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قطعات

از مجموعه اشعار فلکی شروانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۰
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

جان را هوای روی تو بر جای جان نشست مهر توام درون دل مهربان نشست گنج روان توئی و بهر تار موی تو مار شکنج بر سر گنج روان ن…

۱

شمارهٔ ۲

خیل خزان بتاختن بر سپه بهار زد خسرو مهرگان علم بر سر کوهسار زد زاغ سیاه طیلسان خطبه خسرو جهان خواند به نامش آن زمان شاشه…

۲

شمارهٔ ۳ - خون سیاوشان

گر نه به چشم مردمی سوی تو بنگرد فلک خشم تو در دو چشم او مردمک استخوان کند آنچه به یک زمان کند کین تو خالی از زمین قوت و …

۳

شمارهٔ ۴ - در توصیف باده

جز می صرف در جهان،چیست که از صروف او رأی طرب قوی شود، رایت غم نگون بود روح در او سبک شود، چونکه از آن گران خورد عقل ازو …

۴

شمارهٔ ۵

بودند بتان به پیش من خوار واکنون خود را چه خوار بینم آن کس که مرا شکار بودست خود را به کفش شکار بینم

۵

شمارهٔ ۶

ما راست جهات سته یک کام ما راست بحار سبعه یک جو

۶

شمارهٔ ۷ - از قطعه ای

تا اثر جهان بود باد جهان به نام تو تا گهر فلک بود، باد فلک غلام تو مصلحت جهانیان هست دوام دولتت باد ستون آسمان دولت بر د…

۷

شمارهٔ ۸ - آغاز بداندیشی، فرجام گرفتاری

شاهی که بدو نازد شاهی به جهانداری خواهند به نور از وی اجرام فلک یاری فرخنده (منوچهر) آن کش دهر برد فرمان دارد صفت یزدان …

۸

شمارهٔ ۹ - قطعه

شاها همه شاهان را شاهی به هنرمندی بنیاد شهنشاهی محکم تو درافکندی هر جا که تو کوشیدی، خصمان قوی دیدی بیخ همه ببریدی تخم ه…

۹

شمارهٔ ۱۰ - مطایبه

بادا همه ساله ذخرة الدین آسوده ز فتنه زمانه شهزاده شیر دل فریدون آن چون پدر از جهان یگانه میری که ز قدر درگهش را بر شد ب…

۱۰