مفردات
از مجموعه اشعار بابافغانی شیرازی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
دارم بتی که شرح ندارد بهانه اش ترکی که زهر می چکد از تازیانه اش
شمارهٔ ۲
همه شب گرد شمع خویش بیپروانه میگردم رخ چون ماه او میبینم و دیوانه میگردم
شمارهٔ ۳
چو نتوانم که در بزم تو بیموجب درون آیم شوم دیوانه تا آبی برون بهر تماشایم
شمارهٔ ۴
دارم دل گرم و دم تقریر ندارم دریاب که می سوزم و تدبیر ندارم
شمارهٔ ۵
اگر عکس تو افتد ای صنم در پرده مستان را صراحی لعبت چینی نماید میپرستان را
شمارهٔ ۶
دمی کز تن جدا سازد سرم تیغ جفای تو تن زارم روان در سجده افتد پیش پای تو
شمارهٔ ۷
در دل من گر دمی آن ماه منزل میکند تا رود بیرون هزاران رخنه در دل میکند
شمارهٔ ۸
تو در خوابی و من گرد سرت در ناله و زاری چه چشمست اینکه ریزد خون من در خواب و بیداری
شمارهٔ ۹
هر نفست با کسی شوخی و بی باکیست جان مرا سوختی این چه هوسناکیست
شمارهٔ ۱۰
هرکه دارد در دهان چون غنچهٔ سیراب زر عاقبت بوسد لب لعل بتان سیمبر