پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

نوروزی نامه

از مجموعه اشعار میرزاده عشقی

۰
دسته‌بندی
۸
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - در توصیف بهار استانبول

بتا دیشب در آن کشتی که بردی بر مدا ما را نمی‌دانم خدا می‌بردمان یا ناخدا ما را همی‌دانم که راند از آن خطر، دیشب خدا ما ر…

۱

بخش ۲ - مدح (موسم نوروزی و اثرات مصفای آن در عالم، خاصه در استانبول و تعریف منظره زیبای سحرگاهی مدا)

چو فردا روز نوروز است و نوروز جهان آید رود این سال فرتوت و یکی سال جوان آید از این خوابم چنین یابم که سالی خوش روان آید …

۲

بخش ۳ - تعریف منظره زیبای سحرگاهی مدا

بیا ای صبح نوروزی، نظر کن منظر ما را ز دامان «مدا» بنگر فضایی بس مصفا را ز نور تازه خورشید، فرش سرخ دریا را عمارت «قزل ط…

۳

بخش ۴ - بیان رسوم و عادات نوروزی ایرانیان در روزگار باستان

به مانند چنین روزی، به پیشین‌عهد در ایران به نام پاک شَت زرتشت، سبزه در چمنزاران مقدس بوده است و مرزبان، در مرز با یاران…

۴

بخش ۵ - تبریک عید متضمن ستایش اعلی حضرتان پادشاه عثمانی و ایران خلدالله ملکها و مدح نظام السلطنه مافی

تو گر آیی و گر نایی، روم من خود به کار خود به حکم رسم نوروزی و مرسوم دیار خود صراحی را نشانی، چون رفیقی در کنار خود وز ا…

۵

بخش ۶ - سخن در اتحاد و یگانگی ایرانیان و ترکان و پیروزی این دو ملت در سایه اتحاد و یگانگی

نگارینا! من آن خواهم که با توفیق یزدانی همان مهری که مابین من و تو هست میدانی شود تولید بین ما هر ایرانی و عثمانی همان ر…

۶

بخش ۷ - دفاع از نوروزی نامه

ندارم شکوه‌ای از عشق، در دل آتشی دارم که من از پرتو این آتش است ار تابشی دارم مبادا ای طبیب، اندر علاج من بیندیشی که من …

۷

بخش ۸ - گوهرشاد

ایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد داد عالمی بر باد شد، بنیادت ای بر باد باد من نه آن بودم که آسان رفتم، اندر دام عشق آفری…

۸