مثنویات
از مجموعه اشعار میرزاده عشقی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - آرزوی دل
مرا گر به جاوید؟ عمری دهند سپس بر سرم، تاج شاهی نهند همانا شود، ز آن من کشوری در آید به فرمان من لشکری یکی تخت زر، زیر پ…
شمارهٔ ۲ - ابله ترین حیوانات
«بوآلو»، شاعر گویای مغرب حکیم بخرد دانای مغرب در این نکته چه خوش گفت این سخن را که بس خوش آمد از این نکته من را: که اندر…
شمارهٔ ۳ - تأثیر سخن
شنیدم نویسنده ای در قدیم نویسنده پاک رأی و حکیم گزیده یکی چامه، انشا نمود شه عصر از آن نامه رسوا نمود گرفت آن هجانامه، آ…
شمارهٔ ۴ - در صفحه غرب
بهارا به پاییز ما، دیده دوز ز کلک تموزین دی، وی بسوز ملک را ز ما نیز این نکته گوی: که پیش آمده ملک نبود نکوی! شها! صفحهٔ…
شمارهٔ ۵ - در بزرگداشت فردوسی
این شنیدستم که عیسی، مردهای را زنده کرد مردهای را زنده کرد و نامِ خود پاینده کرد نیم گیتی شد مُسَخَّر از طریقِ دینِ او…
شمارهٔ ۶ - در ذم ناصر ندامانی
آنکو نموده است: استیضاح از جهان اکنون ز وی کنند، ستیضاح ابلهان گویند از چه ناصرالاسلام این همه؟ . . . حبیب می کند انگشتی…
شمارهٔ ۷ - گلهای پژمرده
خری از گلستان باغی گذشت بسی گل به ره دیده، وقعی نهشت نسنجید کآن جلوه گل، ز چیست؟ نفهمید فریاد بلبل ز کیست؟ رسید او به جا…
شمارهٔ ۸ - نطق لرد معروف!
به لندن کرد نطقی، لرد معروف کزو یک ملتی، گردیده مشعوف برای موطن جمشید و سیروس خورد آن ناطق مشهور افسوس؟!! چنان میسوزدش …
شمارهٔ ۹ - در نکوهش نوع بشر
به پندار دانای مغربزمین پدیدآور پند نو «داروین» زمانه ز میمون، دُمی کم نمود سپس ناسزا نامش، آدم نمود اگر آدمیت بر این ب…
شمارهٔ ۱۰ - نامه منظوم
مرحبا ای (کوهی) نیکو نهاد لشخوران مردند، کوهی زنده باد آفرین بر خامه حقگوی تو مرحبا بر چشم و بر ابروی تو این یکی می گفت …