گروهی جوانان نوخاسته
در کینه کهنهای میزنند
چو یأجوج در سد اسکندری
به دستان بسد رخنهای میزنند
بر انشا چون من مسیحا دمی
ز کون خری طعنهای میزنند
همانه نیند آگه از بس غرور
که پا بر سر دشنهای میزنند
نظرات
در حال بارگذاری نظرات
لطفاً صبر کنید...
در حال بارگذاری نظرات
لطفاً صبر کنید...