شمس یکدست که از دست من و زخم بدم
هر شبی تا به سحر روی به خون میشوید
رقعه را دیدم و دانست و یقین گشت مرا
که رخ از اشک به خون مژه چون میشوید؟
گر نجس بود سخنهاش در آن رقعه رواست
که بدان دست نوشتست که کون میشوید
نظرات
در حال بارگذاری نظرات
لطفاً صبر کنید...