مستزادها
از مجموعه اشعار ملکالشعرا بهار
فهرست اشعار
اهلا و سهلا
اهلا و سهلا ای نسیم بهار ای قاصد زلف یار از زلف یار آیی چه داری بیار ای کاروان تتار گویی هنوز ای نفخهٔ مشکبار هست آن سیه…
کار ایران با خداست
با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست کار ایران با خداست مذهب شاهنشه ایران ز مذهبها جداست کار ایران با خداست شاه مست و شیخ…
شام ایران روز باد
عیدنوروزاست هر روزی به ما نوروز باد شام ایران روز باد پنجمین سال حیات ما به ما فیروز باد روز ما بهروز باد برقتیغ ماجهان…
داد از دست عوام
از عوام است هرآن بد که رود بر اسلام داد از دست عوام کار اسلام ز غوغای عوام است تمام داد از دست عوام دل من خون شد درآرزوی…
داد از دست خواص
از خواص است هر آن بد که رود بر اشخاص داد از دست خواص کیست آن کس که ز بیداد خواص است خلاص داد از دست خواص داد مردم ز عوام…
از ماست که بر ماست
این دود سیه فام که از بام وطن خاست از ماست که بر ماست وین شعله سوزان که برآمد ز چپ و راست از ماست که بر ماست جان گر به ل…
ای مردم ایران!
ای مردم ایران همگی تند زبانید خوشنطق و بیانید هنگام سخن گفتن برنده سنانید بگسسته عنانید در وقت عمل کند و دگر هیچ ندانید…
مناظرهٔ ادبی (در جواب صادق سرمد از ادبای زمان)
سرمدا! شعری که گفتی خوب بود صاف و بیتعقید و خوشاسلوب بود مطلبش مطلوب بود لیک تاریخی که گفتی سر بسر با حقیقت جفت نامد د…
رباعی مستزاد
پروانه و شمع و گل شبی آشفتند در طرف چمن وز جور و جفای دهر با هم گفتند بسیار سخن شد صبح، نه پروانه به جا بود و نه شمع نا…