مثنویات
از مجموعه اشعار ملکالشعرا بهار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - سرگذشت شاعر در اولین مسافرت او به تهران
به که سردار کل جزاه الله بشنود حال بنده بیاکراه به که بر این فسانه دل بندد تا همی گرید و همی خندد قصهٔ من شنیدنش سهل اس…
شمارهٔ ۲ - در نصیحت
این شنیدم که تازیای درویش کف بسودی ز مهر بر سگ خویش زاهدی سگ بدید و آن تازی گفت ای سگ چرا چنین سازی؟! مرد تازی به آب …
شمارهٔ ۳ - جنگ خانگی
خصم بر در ستاده کینهسگال در درون سرای جنگ و جدال هرچه جنگ از درون شود افزون خصم گردن فرازد از بیرون چون عدو در کمین بود…
شمارهٔ ۴ - اندرز به جوانان
مفریب ای بزرگوار پسر دختری را ز مادر و ز پدر زن کس را هم ای پسر مفریب ورت بفریفت زن، ازو بشکیب دزدی عرض و دزدی ناموس بت…
شمارهٔ ۵ - در میگساری
می مخور ور خوری مدام مخور جز شب آن هم میان شام مخور عرق ساده به ز کنیاک است به ز مرفین و جرس و تریاک است چون ز پنجه شدی …
شمارهٔ ۶ - جواب بهار به ادیب السلطنهٔ سمعین «عطا»
ای سمیعی رسید نامهٔ تو نامهٔ تو رسید و چامهٔ تو چامه، شیرین و دلنشین چو عسل نامه، خیرالکلام قلّ و دلّ آن عباراتِ با ر…
شمارهٔ ۷ - اندرز به شاه
پادشها! چشم خرد باز کن فکر سرانجام در آغاز کن بازگشا دیدهٔ بیدار خویش تا نگری عاقبت کار خویش مملکت ایران بر باد رفت بس …
شمارهٔ ۸ - شاه لئیم
پادشهی بود به عهد قدیم شیفتهٔ خوردنی و زر و سیم لاغر پنداری و فربه بری ای عجب آکنده بر لاغری فربهی مرد به مغز سر است فرب…
شمارهٔ ۹ - شاه دل آگاه
قصهٔ شاهان جهان بیش و کم نیست به جز قصه جور و ستم قاعده س عدل به دوران ما هست پدیدار ز سلطان ما عامل فرمانش به بحر و به …
شمارهٔ ۱۰ - هدیهٔ تاگور
دست خدای احد لمیزل ساخت یکی چنگ به روز ازل بافته ابریشمش از زلف حور بسته بر او پردهٔ موزون ز نور نغمه او رهبر آوارگان م…