غزلیات
از مجموعه اشعار ملکالشعرا بهار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
بر دل من گشت عشق نیکوان فرمانروا اشک سرخ من دلیل و رنگ زرد من گوا نیستی رنگم چنین و نیستی اشکم چنان گر بر این دل نیستی …
شمارهٔ ۲
همی نالم به دردا، همی گریم به زارا که ماندم دور و مهجور، من از یار و دیارا الا ای باد شبگیر، ازین شخص زمینگیر ببر نام و…
شمارهٔ ۳
گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را نشد کاین آسمان راحت گذارد یک نفس ما را عسس با دزد شد دمساز و ما با هر دو بیگانه…
شمارهٔ ۴
دوست میدارم من این نوروز فرخفال را تاکنم نو بر جبین خوبرویان سال را خواهی ار با فال میمون بگذرد روز تو خوش برگشا هر صب…
شمارهٔ ۵
خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مرا وز سر رشگ و حسدکمتر بیازارد مرا زنده درگور سکوتم من، مگر زین بیشتر روزگار مردهپرور…
شمارهٔ ۶
سیل خونآلود اشکم بیخبر گیرد تو را خون مردم، آخر ای بیدادگر، گیرد تو را ای شکرلب، آب چشمم نیک دریابد تو را وی قصبپوش…
شمارهٔ ۷
یا که به راه آرم این صید دل رمیده را یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن یا به تو وا…
شمارهٔ ۸
خوشا بهارا خوشّا مِیا خوشا چمنا خوشا چمیدن بر ارغوان و یاسمنا خوشا سرود نو آیین و ساقی سرمست که ماهِ مویمیان است و سروِ…
شمارهٔ ۹
جز روی تو کافروخته گردد ز می ناب آتش که شنیده است که روشن شود از آب شنگرف دو رخسار تو آمیخته با سیم سیم تو ز دو دیدهام…
شمارهٔ ۱۰
چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب قمرا! پرده برافکن که ز شرم رخ تو چهرهٔ ماه فلک ز…