قصاید
از مجموعه اشعار ملکالشعرا بهار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - شکوه از حسود
ز شعر قدر و بها یافتند اگر شعرا منم که شعر ز من یافتهاست قدر و بها به پیش نادان گر قدر من بود پنهان به پیش دانا باشد مق…
شمارهٔ ۲ - لابه حکیم
فریاد از این جهان و از این دنیا وین رسم ناستودهٔ نازیبا برباد رفته قاعدهٔ موسی و از یاد رفته توصیهٔ عیسی توراهٔ گشته تور…
شمارهٔ ۳ - فخریه
دگر باره خیاط باد صبا بر اندام گل دوخت رنگین قبا بسی حله آورد و ببرید و دوخت به نوروز، خیاط باد صبا یکی را به بر ارغوانی…
شمارهٔ ۴ - گلستان
نوبهار آمد و شدگیتی دیگرگونا باغ رنگین شد از خیری و آذریونا رده بستند به باغ اندرکلهای جوان جامهها رنگین چون لشگر ناپل…
شمارهٔ ۵ - طوفان
سحابی قیرگون برشد ز دریا که قیراندود شد زو روی دنیا خلیج فارس گفتی کز مغاکی به دوزخ رخنه کرد و ریخت آنجا بناگه چون بخا…
شمارهٔ ۶ - غوکنامه
بس کن از این مکابره ای غوک ژاژخا خامش، گرت هزار عروسیست، ور عزا ای دیو زشتروی، رخ زشت را بشوی ورنه در آب جوی مزن بیش …
شمارهٔ ۷ - پاسخ به شعاعالملک
تا تاختند بیهنران در مصافها زد زنگ، تیغهای هنر در غلافها ناچار تن زند ز مصاف مخنثان آن کس کهبرشکست بهمردی مصافه…
شمارهٔ ۸ - نفس انسان
ز دانایی بنالد مرد دانا که دانا را خرد بندی است بر پا ز سیری کرده قی در هند، راجه گرسنه خفته «روسو» در اروپا فرو ماند ب…
شمارهٔ ۹ - جواب بهار
ایزدت خر خلق کرد ای کودن شاعرنما رو چرا کن تا کی اندر کار حق چون و چرا میبرازد بر تو عنوان خریت ای (..) همچو وحدانیت م…
شمارهٔ ۱۰ - منقبت
دی دیدم آن نگار سهی قد را بر رخ شکسته زلف مجعد را در خوی گرفته عارض گلگون را در می نهفته ورد مورد را از جادوئی نهفته بلع…