اشعار محلی
از مجموعه اشعار ملکالشعرا بهار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - بهشت خدا
اِمْشَوْ دَرِ بِهشتِ خُدا وٰایَهُ پِنْدَرِیٖ ماهِر عُرُس مِنَن شو آرایه پندری او زهره گَه مِگی خَطِرِیْ ماهِ رِه مِخَهْ…
شمارهٔ ۲ - غزل
یقین دِرُم اثر امشو به هایهایِ مو نیست که یار مسته و گوشِش به گریههای مو نیست خدا خدا چه ثِمَر ای موذنا کامشو خدا خدای…
شمارهٔ ۳ - غزل
گفتی که ممیر وخته مو لبیکمه گفتم هی هی به خدا خوب تو گفتی مو شنفتم ای شیر نر عشق، تقلای مو پوچه ای بوده مقدر که به چنگا…
شمارهٔ ۴ - غزل
روی ماهت ر ببین تا عشقم باور کنی رنگ زردم ر ببین تا جورت کمتر کنی نیصب شو وخت که بوی زلفهات ر مشنوم گر ببینی روز مور خا…
شمارهٔ ۵ - غزل
زلفای قجری رِ درهم و بشکسته مکن واز درهای سِلامت رِ به روم بسته مکن واز گر ما رِ مِخْیْ، ها، نِمِخْیْ نه، دو کلیمه ای…
شمارهٔ ۶ - از یک غزل
مو مخام خوذم بزو چشمه نوشت بزنم لبام غنچه کُنُم، شرق تو گوشت بزنم دل تو سنگ بیا دلت بدست مو بده تا بمغز رقیب خرده فروشت…
شمارهٔ ۷ - قطعه
ای بهار طور نمیری که بگن شکرکه مرد گور بگورکه ز دستش بعذاب عالم بود خوب آدم بمیره طورکه مخلوق بگن ایها الناس کیکه مرد ع…
شمارهٔ ۸ - غزل
بالای نقره زلف سیارکله پا مکن ای نازنین بشهر شلق شوربپا مکن مثل همه بما مکنی ابروت تروش ایکار ر با همه بکن اما بما مکن خ…
شمارهٔ ۹ - غزل
روی تو دیدم ز عمر دست کشیدم چشم مو کاش کور مرفت که تور نمدیدم ای بچه آهوی چین بروکه مو امروز هرچه دویدم ردت، بذت نرسیدم…