پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار شیخ بهایی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۸۱
شعر

فهرست اشعار

رباعی شمارهٔ ۱

ای صاحب مسئله! تو بشنو از ما تحقیق بدان که لامکان است خدا خواهی که تو را کشف شود این معنی جان در تن تو، بگو کجا دارد جا

۱

رباعی شمارهٔ ۲

از دست غم تو، ای بت حور لقا نه پای ز سر دانم و نه، سر از پا گفتم دل و دین ببازم، از غم برهم این هر دو بباختیم و غم ماند …

۲

رباعی شمارهٔ ۳

ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما درهم شده خلقی، ز پریشانی ما بت در بغل و به سجده پیشانی ما کافر زده خنده بر مسلمانی ما

۳

رباعی شمارهٔ ۴

دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب سیرش نه بدیدیم و روان شد به شتاب گفتم که : دگر کِیَت بخواهم دیدن؟ گفتا که: به وقت سحر، ام…

۴

رباعی شمارهٔ ۵

این راه زیارت است، قدرش دریاب از شدت سرما، رخ از این راه متاب شک نیست که با عینک ارباب نظر برفش پر قو باشد و خارش، سنجاب

۵

رباعی شمارهٔ ۶

شیرین سخنی که از لبش جان می‌ریخت کفرش ز سر زلف پریشان می‌ریخت گر شیخ به کفر زلف او پی بردی خاک سیهی بر سر ایمان می‌ریخت

۶

رباعی شمارهٔ ۷

دی پیر مغان، آتش صحبت افروخت ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت از خرقهٔ کفر، رقعه‌واری بگرفت آورد و بر آستین ایمانم دوخت

۷

رباعی شمارهٔ ۸

دنیا که از او دل اسیران ریش است پامال غمش، توانگر و درویش است نیشش، همه جانگزاتر از شربت مرگ نوشش، چو نکو نگه کنی، هم نی…

۸

رباعی شمارهٔ ۹

مالی که ز تو کس نستاند، علم است حرزی که تو را به حق رساند، علم است جز علم طلب مکن تو اندر عالم چیزی که تو را ز غم رهاند،…

۹

رباعی شمارهٔ ۱۰

دنیا که دلت ز حسرت او زار است سرتاسر او تمام، محنت‌زار است بالله که دولتش نیرزد به جوی تالله که نام بردنش هم عار است

۱۰
۱/۹