جزو اول
از مجموعه اشعار بهاء ولد در معارف
فهرست اشعار
فصل ۱
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ » گفتم: ای اللّه! هر جزوِ مرا به انعامی به شهرِ خوشی و راحت برسان، و هزار دروازهٔ خ…
فصل ۲
در نماز درآمدم، به اللّه نظر میکردم؛ چنانکه صفت کنند حور را، نیمهاش از کافور است و نیمهاش از زعفران و مویش از مُشک؛ …
فصل ۳
در شب برخاستم، گفتم تا در اللّه مینگرم؛ گفتم تا در خود مینگرم که اللّه از من چه زنده میکند بعد از آن که مرده بودم،…
فصل ۴
اعوذ و الحمد للّه میخواندم، چنانکه کسی پیش خداوندگار خود نشسته باشد و صد هزار ثنا و دعا میگویدش و میستایدش و میز…
فصل ۵
اندکی خوابم برده بود. نخست چون بیدار شدم، فال گرفتم که کدام سخن و کدام تسبیح پیشِ دلم آید، آن را طلوع برجی دانم از آنکه …
فصل ۶
اللّه میگفتم و بر این اندیشه میگفتم که ای اللّه! همه تویی، من کجا روم؟ و نظر به چه کنم و به کی کنم؟ چون شاهد تویی و شا…
فصل ۷
«یا علیّ للسّعید ثلث علامات؛ قوت الحلال فی بلده» یعنی قوت حلال توشهٔ راه آخرت است، و حرام آن است که از رفتن راه باز مانی…
فصل ۸
«سبحانک» میگفتم در رؤیت اللّه، و در آثار عجایبها و پاکیهای اللّه نظر میکردم. گفتم چون اللّه را با همه پاکیها و عجای…
فصل ۹
در وقت ذکر اللّه و سبحانک گفتن، باید که از تن خود یاد نکنم؛ زیرا که صفات اللّه، از رحمت و قدرت و علم و جمال و پاکی و ارا…
فصل ۱۰
اللّه اکبر گفتم، دیدم که اندیشههای فاسد و هر اندیشه که غیر اندیشه اللّه بود همه منهزم شدند. به دل آمد که تا صورتی پیش خ…