دوبیتیها
از مجموعه اشعار باباطاهر
فهرست اشعار
دوبیتی شمارهٔ ۱
ببندم شال و میپوشم قدک را بنازم گردش چرخ و فلک را بگردم آب دریاها سراسر بشویم هر دو دست بینمک را
دوبیتی شمارهٔ ۲
تن محنتکشی دیرم خدایا دل با غم خوشی دیرم خدایا ز شوق مسکن و داد غریبی به سینه آتشی دیرم خدایا
دوبیتی شمارهٔ ۳
اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بیوفا ای بیمروت گریبانم ز دستت چاک چاکو نخواهم دوخت تا روز قیامت
دوبیتی شمارهٔ ۴
ته که ناخواندهای علم سماوات ته که نابردهای ره در خرابات ته که سود و زیان خود ندانی به یاران کی رسی؟ هیهات هیهات
دوبیتی شمارهٔ ۵
دلی دیرم خریدار محبت کز او گرم است بازار محبت لباسی دوختم بر قامت دل ز پود محنت و تار محبت
دوبیتی شمارهٔ ۶
محبت آتشی در جانم افروخت که تا دامان محشر بایدم سوخت عجب پیراهنی بهرم بریدی که خیاط اجل میبایدش دوخت
دوبیتی شمارهٔ ۷
نپرسی حال یار دلفکارت که «هجران چون کند با روزگارت؟» ته که روز و شوان در یاد مویی هزارت عاشق با مو چه کارت؟
دوبیتی شمارهٔ ۸
اگر دل دلبر و دلبر کدام است؟ وگر دلبر دل و دل را چه نام است؟ دل و دلبر به هم آمیته وینم ندونم دل که و دلبر کدام است
دوبیتی شمارهٔ ۹
شب تاریک و سنگستان و مو مست قدح از دست مو افتاد و نشکست نگهدارندهاش نیکو نگهداشت و گرنه صد قدح نفتاده بشکست
دوبیتی شمارهٔ ۱۰
نفس شومم به دنیا بهر آن است که تن از بهر موران پرورانست ندونستم که شرط بندگی چیست هرزه بورم به میدان جهانست