قصاید
از مجموعه اشعار ازرقی هروی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
چه جرمست این که هر ساعت ز روی نیلگون دریا زمین را سایبان بندد به پیش گنبد خضرا؟ چو در بالا بود باشد به چشمش آب در پستی …
شمارهٔ ۲
بفرخی و سعادت بخواه جام شراب که باز باغ برید از پرند سبز ثیاب ز رنگ میغ و ز برگ شکوفه پنداری زمین حواصل پوشید و آسمان سن…
شمارهٔ ۳
ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب خطت کشیده دایرۀ شب بر آفتاب زلف چو مشک ناب ترا بنده مشک ناب روی چو آفتاب ترا چاکر آفتاب …
شمارهٔ ۴
بر سر دنیا فکند از نور چادر ماهتاب تا جهان را کرد از ان چادر منور ماهتاب مه در اوج نور خود در آسمان دامن کشان میرود در و…
شمارهٔ ۵
در قناعت و توفیق دین و مذهب راست بروزگار تو ، ای فخر کاینات ، کراست؟ برون ز راه تو هر راه کاندر آفاقست غریق بیم و امید و…
شمارهٔ ۶
رمضان موکب رفتن زره دور آراست علم عید پدید آمد و غلغل برخاست مرد میخوار نماینده بدستی مه نو دست دیگر سوی ساقی که : می که…
شمارهٔ ۷
یک نیمه عمر خویش ببیهودگی بباد دادیم و ساعتی نشدیم از زمانه شاد از گشت آسمانی و تقدیر ایزدی برکس چنین نباشد و برکس چنین …
شمارهٔ ۸
عروس ماه نوروزی چه کرد آن دانۀ گوهر؟ که نورش ماه تابان بود و سعدش زهرۀ ازهر هزاران صورت رنگین نگاریده برو مانی هزاران پی…
شمارهٔ ۹
به فال همایون و فرخنده اختر به بخت موفی و سعد موفر به وقتی که هست اندر او فال خوبی به روزی که هست اندر او سعد و اکبر به …
شمارهٔ ۱۰
ابر سیمابی اگر سیماب ریزد بر کمر دود سیماب از کمر ناگاه بنماید اثر ور ز سرما آبدان قارورۀ شامی شدست باز بگدازد همی قارور…