پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قصاید

از مجموعه اشعار ازرقی هروی

۰
دسته‌بندی
۶۶
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

چه جرم‌ست این که هر ساعت ز روی نیلگون دریا زمین را سایبان بندد به پیش گنبد خضرا؟ چو در بالا بود باشد به چشمش آب در پستی …

۱

شمارهٔ ۲

بفرخی و سعادت بخواه جام شراب که باز باغ برید از پرند سبز ثیاب ز رنگ میغ و ز برگ شکوفه پنداری زمین حواصل پوشید و آسمان سن…

۲

شمارهٔ ۳

ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب خطت کشیده دایرۀ شب بر آفتاب زلف چو مشک ناب ترا بنده مشک ناب روی چو آفتاب ترا چاکر آفتاب …

۳

شمارهٔ ۴

بر سر دنیا فکند از نور چادر ماهتاب تا جهان را کرد از ان چادر منور ماهتاب مه در اوج نور خود در آسمان دامن کشان میرود در و…

۴

شمارهٔ ۵

در قناعت و توفیق دین و مذهب راست بروزگار تو ، ای فخر کاینات ، کراست؟ برون ز راه تو هر راه کاندر آفاقست غریق بیم و امید و…

۵

شمارهٔ ۶

رمضان موکب رفتن زره دور آراست علم عید پدید آمد و غلغل برخاست مرد میخوار نماینده بدستی مه نو دست دیگر سوی ساقی که : می که…

۶

شمارهٔ ۷

یک نیمه عمر خویش ببیهودگی بباد دادیم و ساعتی نشدیم از زمانه شاد از گشت آسمانی و تقدیر ایزدی برکس چنین نباشد و برکس چنین …

۷

شمارهٔ ۸

عروس ماه نوروزی چه کرد آن دانۀ گوهر؟ که نورش ماه تابان بود و سعدش زهرۀ ازهر هزاران صورت رنگین نگاریده برو مانی هزاران پی…

۸

شمارهٔ ۹

به فال همایون و فرخنده اختر به بخت موفی و سعد موفر به وقتی که هست اندر او فال خوبی به روزی که هست اندر او سعد و اکبر به …

۹

شمارهٔ ۱۰

ابر سیمابی اگر سیماب ریزد بر کمر دود سیماب از کمر ناگاه بنماید اثر ور ز سرما آبدان قارورۀ شامی شدست باز بگدازد همی قارور…

۱۰
۱/۷