پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۱۰۸۱

از آشفتهٔ شیرازی در غزلیات

اوقات خوش کدام است ایام عشقبازی
مشغول دوست بودن وز غیر بی‌نیازی
دوشم به گوش می‌خواند نی نکتهٔ حقیقت
مطرب بیا بگردان این پردهٔ مجازی
از حرف حق میندیش گر می‌زند به دارت
خواهی اگر چو منصور در عشق سرفرازی
فخر تو درس عشق است نه صرف و نحو و حکمت
گیرم به علم باشی برتر ز فخر رازی
تا ترک غمزهٔ تو زابرو اشارتی کرد
ترکان به پارس کردند آغاز ترکتازی
یک جام می به گردش کار جهان بسازد
ناید ز دور گردون اینگونه کارسازی
بلبل که عاشق آمد بر سنگ و گل بنالد
بر پنج روز حسنت ای گل تو چند نازی
آشفته شیخ مغرور از کعبهٔ حجیز است
من در عراق جستم شاهنشه حجازی
مرآت جلوهٔ حق معنی عشق مطلق
فرمانروای بر حق حیدر امیر غازی

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید