دردریات (مطایبهها)
از مجموعه اشعار عارف قزوینی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - هیئت کابینه تکیه دولت (طهران)
نشسته بودم دوش از درم درآمد یار شکن به زلف و گره بر جبین عرق به عذار خراب چون دل من چشم و خشمش اندر چشم نشست پشت به من ک…
شمارهٔ ۲ - تیمورتاش نامه
چنین گفت رندی به تیمورتاش: «خیانت اگر کردی ایمن مباش» بهار خوش و خرمی شد چو طی رسد شام تاریک یلدای دی نهان گر که نیرنگ ب…
شمارهٔ ۳ - یک غزل ناتمام عارف
جان از غم دوست رستنی نیست زین دام هلاک جستنی نیست آن فتنه که خاستی و برخاست تا ننشینی نشستنی نیست بگسست علاقهای کهاش م…
شمارهٔ ۴ - پدر نامه عارف
بار آورندهٔ شَجَرِ بیثمر پدر ای زندگانیات همه با دردسر پدر ای مایهٔ فلاکت و خون جگر پدر ای تربیت کنندهٔ اولاد خر پدر ا…
شمارهٔ ۵ - دلاکیه عارف
رفت شخصی تا که بتْراشد سرش در برِ دلّاکِ از خود خرترش لنگ بر زیر زَنَخ انداختش تیغ اندر سنگ رویین آختش بر سرش پاشید آب ا…
شمارهٔ ۶ - قصیدهٔ علیجان
ای تو چو هوشنگ، هوشیار علیجان گویمت این نکته هوش دار علیجان موقعِ تنهایی همچو ذاتِ خداوند جفت نداری چو کردگار علیجان …
شمارهٔ ۷ - در راه کردستان
حشمت الملک آن که عنوانش پیش من اینکه خواندمی خانش روز از صحبتش به تنگم و شب عاجز از قل قل قلیانش مزه حرف بی رویه زدن شیر…
شمارهٔ ۸ - فلفلحلحلح
غزل «فلفلحلحح» همان غزلی ست که به جهت حضرت آیة الله کردستانی از بین راه که به طهران می آمدم ساخته (۱۳۴۱ ق) و از همدان در…
شمارهٔ ۹
ازین سپس من و کنجی و دلبری چون حور دگر بس است مرا صحبت هپور و چپور تو باشی و من و من باشم و تو شیشه می کمانچه باشد و نی …
شمارهٔ ۱۰
نامهٔ من برت از کان شفا میآید محترم دار که این نامه ز ما میآید از سیهکاریِ من گشته گریزان از من شِکوهها دارد و در پی…