مناجات پیر انصار
از مجموعه اشعار خواجه عبدالله انصاری
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
یارب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده
شمارهٔ ۲
الهی یکتای بیهمتائی، قیوم توانائی، بر همه چیز بینائی، در همه حال دانائی، از عیب مصفائی، از شرک مبرائی، اصل هر دوائی، دار…
شمارهٔ ۳
الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان، الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر …
شمارهٔ ۴
الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بیعدد، ای اول بی بدایت و ای آخر بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت، …
شمارهٔ ۵
الهی، ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید تواست و ای کارگذاری که جان بندگان در صدف تقدیر تو است، ای قهاری که کس را بتوح…
شمارهٔ ۶
الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس بتو ماند و نه بکسی مانی، پیداست که در میان…
شمارهٔ ۷
الهی کجا باز یابم آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز بآن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدوگیتی آن روز یابم پرسودم، …
شمارهٔ ۸
الهی از آنچه نخواستی چه آید، وآنرا که نخواندی کی آید، ناکشته را از آب چیست و ناخوانده را جواب چیست، تلخ را چه سوداگرش آب…
شمارهٔ ۹
الهی هر که ترا شناخت و علم مهر تو افراخت هر چه غیر از تو بود بینداخت آنکس که ترا شناخت جانرا چه کند فرزند و عیال و خانما…
شمارهٔ ۱۰
الهی بر من آراستی خریدم و از هر دو جهان دوستی حضرت تو گزیدم